آوند

(وَ) [ په. ] (اِ.)
۱- ظرف.
۲- کوزه آب یا شراب.
۳- لوله‌هایی که شیره خام را از ریشه به برگ‌ها می‌رساند.

    آونگ

    (وَ) (اِ.)
    ۱- ریسمانی که خوشه‌های انگور و دیگر میوه‌ها را به آن می‌بندند و از سقف می‌آویزند تا فاسد نشود.
    ۲- هر چیز آویخته، معلق.
    ۳- جسم سنگینی که گرد محور ثابتی حرکت کند، مانند پاندول ساعت.

      آوه

      (وَ) (اِ.)۱ – کوره‌ای که در آن خشت و آهک و مانند آن می‌پختند.۲ – نقشی به شکل زنجیر که بر حاشیه چیزی بکشند یا بدوزند.

        آوه

        (~.) (شب جم.) «کلمه افسوس» دریغ، افسوس.

          آویختن

          (تَ) [ په. ]
          ۱- (مص م.) آویزان کردن.
          ۲- فرو گذاشتن، پایین انداختن.
          ۳- حمایل کردن.
          ۴- دار زدن.
          ۵- (مص ل.) آویزان شدن.
          ۶- جنگیدن.
          ۷- چنگ زدن، تمسک جستن.

            آویخته

            (تِ) (ص مف.)
            ۱- آویزان شده، معلق.
            ۲- چنگ زده، تمسک جُسته.
            ۳- مورد سؤال قرار گرفته.

              آویز

              ۱ – (ص فا.) در ترکیب با برخی کلمات معنی آویزنده می‌دهد: دست آویز، دل آویز.
              ۲- (اِ.) جنگ، نبرد.
              ۳- جواهری که بر حلقه گوشواره بیاویزند.
              ۴- بلور و مانند آن که برای زینت به چلچراغ بیآویزند.
              ۵- منگوله، شرابه.
              ۶- گیاهی زینتی با گل‌های قرمز.

                پیمایش به بالا