جلو

(~.) (اِ.) سیخ کباب (چوبی یا آهنی).

    جلوبندی

    (~. بَ) [ تر – فا. ] (اِ.) مجموعه اهرم‌ها و قطعات قسمت جلو خودرو که تنظیم حرکت چرخ‌ها و چرخش آن‌ها را بر عهده دارد.

      جلوخان

      (جُ یا جِ لُ) [ تر – فا. ] (اِ.) پیشگاه خانه.

        جلودار

        (جُ لُ) [ تر – فا. ] (ص فا. اِمر.)
        ۱- کسی که زمام اسب ارباب خود را در دست گرفته راه برد.
        ۲- طلایه، پیش قراول. ؛ ~ کسی بودن توان مبارزه با آن کس را داشتن.

          جلوه

          (جِ وِ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- خود را نشان دادن.
          ۲- آشکار ساختن.
          ۳- تابش انوار الهی بر قلب عارف.

            پیمایش به بالا