جلف

(جِ) [ ع. ] (ص.)
۱- سبکسر، بی خرد.
۲- احمق، ابله.
۳- میان تهی.
۴- بی ادب.

    جلق

    (جَ) [ ع. ] (مص ل.) ارضاء کردن غریزه جنسی به روش غیرطبیعی، استمناء.

      جلنبر

      (جُ لُ بُ) (ص.) = جلمبر: آدم ژنده – پوش و ژولیده.

        جله

        (~.) [ ع. جله ] (اِ.)
        ۱- ظرف مایعات مانند خم، کدوی شراب.
        ۲- کدوی بزرگ از تمر و خرما.

          جله

          (جُلِّ) (اِ.) گره، گره ریسمان.

            جلو

            (جُ یا جِ لُ) [ تر. جیلاو ]
            ۱- (ق.) پیش، مقابل.
            ۲- (اِ.) لگام مرکوب، عنان، افسار.
            ۳- پیش از دیگران یا دیگر چیزها.

              پیمایش به بالا