جنیه

(جُ نَ) [ ع. ] (اِ.) لیره مصری برابر با ۱۰۰ غرش یا ۱۰۰۰ ملیم.

    جه

    (جِ) [ په. ] (ص.)
    ۱- زن بدکار، روسپی.
    ۲- دختر اهریمن.

      جهاد

      (جِ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- کارزار کردن.
      ۲- جنگیدن در راه حق. ؛ ~ اصغر جنگ با دشمنان دین خدا. ؛ ~ اکبر جنگ با نفس و تحمل رنج برای مبارزه با امیال نفسانی.

        جهار

        (جِ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- آشکار کردن.
        ۲- بلند کردن آواز.
        ۳- کسی را رویارو و بی حجاب دیدن.
        ۴- جنگ تن به تن کردن.
        ۵- آشکارا.

          جهاز

          (جَ یا جِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- ساز و برگ.
          ۲- اسباب و اثاثیه.
          ۳- مجموعه اعضایی که در بدن عمل معینی راانجام می‌دهند، جهاز هاضمه.
          ۴- اثاثیه‌ای که عروس با خود به خانه داماد می‌برد.
          ۵- پالان شتر.
          ۶- دستگاه.

            جهال

            (جُ هّ) [ ع. ] (اِ.) جِ جاهل ؛ نادانان.

              پیمایش به بالا