جوشن

(جُ شَ) [ ع. ] (اِ.) زره، لباس ویژه جنگ.

    جوشی

    (ص.)عصبانی، کسی که زود خشمگی ن می‌شود.

      جوغ

      (اِ.)
      ۱- چوبی که روی گردن جفت گاو می‌گذاشتند و گاوآهن را بدان می‌بستند تا زمین را شیار زده و شخم کنند.
      ۲- جوی آب.

        جوف

        (جُ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) فراخ شدن.
        ۲- (اِ.) شکم و داخل هر چیزی.۳ – زمین فراخ و وسیع.

          پیمایش به بالا