جوق

[ تر. ]
۱- (اِ.) گروه.
۲- (ص.) بسیار کثیر.

    جوگندمی

    (جُ گَ دُ)
    ۱- (ص نسب.) منسوب به جوگندم.
    ۲- (کن.) موی سر و ریش که سیاه و سفید باشد.

      جوگی

      [ هن د. ] (اِ.) یوگی، مرتاض هندی.

        جولاه

        (جُ)
        ۱- (ص.) بافنده، نساج.
        ۲- (اِ.) عنکبوت.

          جولخ

          (جو یا جُ لَ) [ معر. ] (اِ.)
          ۱- نوعی پارچه پشمین خشن که از آن خ و رجین و جوال درست کنند.
          ۲- جامه پشمین که درویشان و قلندران پوشند.

            پیمایش به بالا