چشمه خضر
(~ خِ)(اِمر.) آب حیات، آب زندگانی.
(چَ زَ) (اِمصغ.) = چشمیزج. تشمیزج: دانهای است سیاه به اندازه بهدانه و آن را از گیاهی که در حجاز و سودان روید بدست آرند و در طب قدیم مستعمل بود؛ چشمک، چشام، چشوم، چشم.
(چَ) (اِ.) = چق:
۱- چوبی که بدان ماست راهم زنند تا مسکه و کره از آن جدا گردد.
۲- چرخی که زنان رشته بدان ریسند.