چک

(~.) (اِ.) = جیک: یک جانب از چهار جانب بجول، دزد؛ مق. پک.

    چک

    (~.) (اِ.)
    ۱- (اِ.) قطره.
    ۲- صدای افتادن قطره آب.

      چک

      (~.) (اِصت.) = چکاچاک. چکاچک. چقاچاق: آواز ضربت تیغ، صدایی که از چیزی برآید مانند شکستن چوب و نی و خوردن چیزی بر چیزی.

        چک

        (~.) (اِ.) فک اسفل، چانه، چک و چانه.

          چک

          (~.) (اِ.) سیلی، تپانچه.

            چک

            (~.) [ تر. ] به زانو نشستن، چنباتمه زدن، بر سر دو پای نشستن، جندک زدن.

              چک

              (چِ) [ فر. مأخوذ از فارسی ] (اِ.) برگه‌ای که به موجب آن شخص می‌تواند از حساب خویش در بانک پول بردارد یا به دیگری بدهد. ؛ ~ بی محل چکی که به علتی برگشت داده شود خواه صاحب چک در بانک موجودی داشته باشد یا نه: ؛ ~ مسافرتی چک تضمین شده‌ای با رقم مشخص که بیشتر در مسافرت‌ها از آن استفاده می‌شود، تراولر چک.

                پیمایش به بالا