آب و گل

(بُ گِ) (اِمر.)
۱- بنا، ساختمان.
۲- زمین، ملک. ؛ از ~ درآمدن کنایه از: به سن رشد و بلوغ رسیدن.

    آب و هوا

    (بُ هَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) مجموع آثار جوّی اعم از سرماو گرما در یک شهر یا ناحیه.

      آباء

      [ ع. ] (اِ.) جِ اَب.۱ – پدران، اجداد.
      ۲- کشیشان.

        آباد

        [ په. ] (ص.)
        ۱- معمور، دایر.
        ۲- مزروع، کاشته.
        ۳- پر، سرشار.
        ۴- سالم.
        ۵- منظم، سامان.
        ۶- شادمان، خرم.
        ۷- مرفه.

          آباد

          [ ع. ] (اِ.) جِ ابد؛ جاوید بودن‌ها.

            آبادان

            [ په. ] (ص مر.)
            ۱- معمور، دایر.
            ۲- مزروع، کاشته.
            ۳- پر، مشحون.
            ۴- سالم، تندرست.
            ۵- مأمون، ایمن.
            ۶- مرفه.
            ۷- شهر آبادان.

              پیمایش به بالا