آبادانی

(حامص. اِ.)
۱- عمران، آبادی.
۲- منسوب به شهر «آبادان».
۳- آبادی، قریه.
۴- رفاه، آسایش.
۵- زراعت، کشاورزی.

    آبادی

    [ په. ] (حامص. اِ.)
    ۱- عمران، آبادانی.
    ۲- جای آباد.
    ۳- ده، قریه.

      آباژور

      [ فر. ] (اِمر.) حباب و سرپوشی برای چراغ و مانند آن که نور را به پایین افکند.

        آبان

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- ایزد نگهبان آب.
        ۲- هشتمین ماه از سال خورشیدی.
        ۳- روز دهم هر ماه شمسی.

          آبانگان

          [ په. ] (اِمر.) جشنی که ایرانیان در روز دهم از ماه آبان برپا می‌کردند.

            آبانگاه

            (اِمر.)
            ۱- نام روز دهم از ماه فروردین. گویند اگر در این روز باران ببارد آبانگاه مردان است و مردان به آب درآیند و اگر نبارد آبانگاه زنان باشد و ایشان به آب درآیند و این عمل را بر خود شگون و مبارک دانند.
            ۲- نام ایزد موکل بر آب.

              پیمایش به بالا