چول

(اِ.) = چل. چر: آلت تناسل نر، نره.

    چول

    [ تر. ] (اِ.) بیابان، صحرای خالی از بشر.

      چوله

      (چَ لَ) (ص) کج، منحنی.

        چون

        [ په. ]
        ۱- (ق.) مانند، مثل.
        ۲- (حر رب.) وقتی، هنگامی که.
        ۳- زیرا، بدین سبب.

          چونه

          (نِ) (اِ.)
          ۱- واحدی برای خمیر آرد گندم یا جو بدان مقدار که یک قرص نان سازد.
          ۲- گلوله از هر نوع خمیر.

            چی

            [ تر. ] (پس. نسبت و اتصاف.) پسوندی است دال بر ورزنده کاری و شغلی و آن به کلمات ترکی: باشماق چی (کفش گر) یالان چی (دروغگوی، مقلد) و غیرترکی: ارابه چی، تماشاچی، درشکه چی پیوندد.

              چیالک

              (لَ) (اِ.) = چیلک: گیاهی است از تیره گل سرخیان که جزو گیاهان پایا است و دارای ساقه خزنده‌ای می‌باشد که جابجا از آن ریشه بیرون می‌زند و ضمناً از همان نقطه ساقه هوایی نیز خارج می‌گردد؛ توت فرنگی، چلم.

                پیمایش به بالا