چوقی

(ص نسب.) (عا.) مجازاً لاغر و باریک، مانند چوق الف.

    چوگان

    (چُ) [ په. ] (اِمر.) چوبی که دسته آن راست و باریک و سرش اندکی پهن و خمیده‌است و ب ا آن در بازی چوگان، گوی را زنند.

      چوگان بازی

      (~.) (حامص.) نوعی ورزش و بازی که وسیله آن چوگان و گوی است، و آن را سواره یا پیاده بازی کنند.

        پیمایش به بالا