حاسر

(س ِ) [ ع. ] (ص.)
۱- بی زره.
۲- بی خود.
۳- برهنه.

    حاشا

    [ ع – فا. ] (ق.) هرگز، مبادا. ؛~و کلا اصلاً، ابداً، هرگز. ؛دیوار ~ بلند است به سهولت می‌توان موضوع را انکار کرد.

      حاشیه

      (یِ) [ ع. حاشیه ] (اِ.)
      ۱- کناره، کناره لباس، ناحیه و غیره.
      ۲- شرحی که بر کناره رساله یا کتاب نویسند.
      ۳- اطرافیان از اهل و عیال و خدمتگزاران.
      ۴- مصاحبان، همدمان.

        حاشیه نشین

        (~. نِ) [ ع – فا. ] (اِفا.)
        ۱- آن که در فعالیت گروهی شرکت نمی‌کند.
        ۲- آن که در حاشیه شهر سکونت دارد.
        ۳- کسی که در کنار مجلس نشیند.

          حاصر

          (ص) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- محاسب، شمارنده.
          ۲- آن چه یا آن که سد نماید.

            پیمایش به بالا