ابر

( اَ ) (اِ.)
۱- توده عظیم بخار آب، میغ، سحاب.
۲- اسفنج دریایی یا مصنوعی که با آن مثل یک کیسه یا لیف بدن را شستشو دهند؛ ابر حمام.

    ابر

    (اَ بَ) [ په. ] (اِ.) بالا، مق پایین.

      ابر

      (~.) (حر اض.)
      ۱- بر، به، با.
      ۲- بالای، روی.
      ۳- در.
      ۴- بر سر.

        ابر و باد

        (اَ رُ) (اِمر.)
        ۱- نوعی کاغذ که به شکل خاصی رنگ آمیزی می‌شود و برای زمینه خوشنویسی در خط مورد استفاده قرار می‌گیرد.
        ۲- نوعی موزاییک خاص دوره قاجار که به رنگ سفید و آبی ساخته می‌شد.

          ابراء

          ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
          ۱- بیزار کردن، بری کردن.
          ۲- شفا دادن.
          ۳- صرف نظر کردن بستانکار از طلب خویش.
          ۴- رهانیدن.
          ۵- تراشیدن قلم.

            ابراج

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- جِ برج ؛ برج‌ها، دوازده برج منطقه البروج.
            ۲- کوشک و قلعه.

              ابرار

              ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ بر؛ نیکان، نیکوکاران.

                پیمایش به بالا