ابذاء
( ا ِ) [ ع. ] (مص ل.)ناسزا گفتن، بدگویی.
( اَ ) (اِ.)
۱- توده عظیم بخار آب، میغ، سحاب.
۲- اسفنج دریایی یا مصنوعی که با آن مثل یک کیسه یا لیف بدن را شستشو دهند؛ ابر حمام.
(اَ رُ) (اِمر.)
۱- نوعی کاغذ که به شکل خاصی رنگ آمیزی میشود و برای زمینه خوشنویسی در خط مورد استفاده قرار میگیرد.
۲- نوعی موزاییک خاص دوره قاجار که به رنگ سفید و آبی ساخته میشد.
( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
۱- بیزار کردن، بری کردن.
۲- شفا دادن.
۳- صرف نظر کردن بستانکار از طلب خویش.
۴- رهانیدن.
۵- تراشیدن قلم.