خاج

[ ارمن. ] (اِ.)
۱- صلیب، چلیپا.
۲- یکی از خال‌های ورق، گشنیز.

    خاج

    (اِ.) نرمه گوش که در آن گوشواره کنند.

      خاخام

      [ عبر. ] (اِ.) عنوان پیشوایان دینی یهود؛ ربانی.

        خادر

        (دِ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- پرده نشین.
        ۲- سست، کسل.
        ۳- متحیر، سرگشته.

          خادمه

          (دِ مِ) [ ع. خادمه ] (اِفا.) خدمتکار زن، کنیز، کلفت. ج. خادمات.

            خار

            [ په. ] (اِ.)
            ۱- گیاهی که دارای شاخه‌های باریک و نوک تیز و خراشنده‌است، شوک.
            ۲- هر یک از سیخ‌های نوک شاخه‌های درختان، تیغ درخت.
            ۳- هر چیز نوک تیز و خراشنده.
            ۴- هر یک از تیغ‌های مهره گردن.

              پیمایش به بالا