اسم مرکب آبچین (اِمر.) ۱- حوله. ۲- پارچهای که مرده را پس از غسل با آن خشک میکنند. ۳- کاغذ آب خشک کن.
صفت مرکب آبخست (خَ یا خُ) ۱- (اِمر.) جزیره. ۲- میوهای که بخشی از آن فاسد شده ب اشد. ۳- (ص مر.) مردم بدسرشت.
اسم مرکب آبخور (خُ) (اِمر.) ۱- سرچشمه و محلی که از آن جا آب برگیرند و بنوشند، آبشخور. ۲- قسمت، نصیب. ۳- موی اضافی سبیل.