خرپول
(~.)(ص مر.) (عا.) پول دار، ثروتمند.
(خَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- هزینه.
۲- حق کار و زحمت.
۳- نفقه.
۴- ماده منفجره برای پرتاب گلوله و مانند آن.
(خَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) هزینه، هزینه زندگی. ؛ خاصه ~ ول خرجی تبعیض آمیز، بذل و ب خشش اسراف آمیز و معمولاً غیرعادلانه.
(خُ) (اِ.) کیسه مانندی که بر پشت چهارپا میگذارند و از دو طرف آویزان شده در آن اجناس را قرار میدهند.
(خَ چَ) [ په. ] (اِمر.)
۱- جانوری است دوزیست با چنگالهای بلند که به یک پهلو حرکت میکند.
۲- یکی از صورتهای فلکی منطقه البروج ؛ چهارمین برج از بروج دوازده گانه که خورشید تیرماه در این برج دیده میشود.