خرخاش

(خَ) (اِ.)
۱- نگرانی، اضطراب.
۲- غوغا، جنجال.

    خرخر

    (خُ خُ) (اِ.) آوازی که از گلوی فشرده یا در خواب از گلوی شخص خفته و بعضی حیوانات برآید.

      خرخره

      (خِ خِ رِ) (اِ.) (عا.) گلو، حنجره. ؛تا ~ زیر قرض بودن کنایه از: بسیار مقروض بودن.

        خرد

        (خُ) [ په. ] (ص.)
        ۱- کوچک.
        ۲- کم سال، کودک.

          خرد

          (خ ِ رَ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- عقل.
          ۲- ادراک، دریافت.

            خرداد

            (خُ) [ په. ] (اِ.)
            ۱- نام یکی از امشاسپندان و ایزد موکل بر آب.
            ۲- ماه سوم از سال شمسی.
            ۳- نام روز ششم از هر ماه خورشیدی.

              پیمایش به بالا