خرگواز
(خَ) (اِمر.) چوبی که با آن گاو و خر را برانند، جواز، گواز.
(خَ) (اِ.) پستانداری علفخوار جزو راسته جوندگان با گوشهای دراز و دو دستهای کوتاه تر از پاها که بسیار تند میدود.
(خُ) [ په. ] (اِ.) درختی است از تیره گرمسیری دارای میوهای گوشت دار با هسته سخت و پوست نازک، بسیار شیرین و خوش طعم.
(خُ) (اِ.) درختی است جزو تیرههای نزدیک به تیره زیتونیان دارای برگهای درشت و میوهای با پوست نازک و نارنجی رنگ، طعم آن در ابتدا گس و پس از رسیدن شیرین میشود.
(خُ رَ) (اِمر.) کیسهای چرمین که درویشان و مسافران بر پهلو بندند و پول و اشیاء دیگر را در آن ریزند.
(خَ. مَ گَ) (اِمر.) نوعی مگس که بزرگتر از مگسهای معمولی است و دارای خرطومی کوتاه است. ؛ ~ِ معرکه الف – مزاحم. ب – بیگانه.
(خَ مَ) (اِ.)
۱- توده هر چیز.
۲- محصول گندم یا جو یا برنج و دیگر غلات که روی هم انباشته باشند، توده غله که هنوز آن را نکوفته و جدا نکرده باشند.
۳- هاله ماه.