خلافکار

(خَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که خلاف می‌کند، آن که رفتار نادرست و ناروا دارد، متخلف.

    خلاق

    (خَ لّ) [ ع. ] (ص.) آفریننده، مبدع.

      خلال

      (خِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- چوب باریکی که لای چیزی گذارند.
      ۲- چوب باریکی که با آن خرده غذای مانده در لای دندان‌ها را خارج کنند.
      ۳- میانه چیزی.

        خلال

        (خِ) [ ع. ] (اِ.) ج. خلل ؛ تباهی‌ها، فسادها.

          خلایق

          (خَ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ خلیقه.
          ۱- طبیعت‌ها، سرشت‌ها.
          ۲- مخلوقات، مردم.

            خلت

            (خِ لَّ) [ ع. خُلَّه ] (اِ.) دوستی، برادری.

              خلجان

              (خَ لَ) [ ع. ] (مص ل.)
              ۱- لرزیدن، تکان خوردن.
              ۲- اضطراب.
              ۳- (اِ.) میل خاطر، خواهش چیزی.

                پیمایش به بالا