خوار

(خا) [ په. ] (ص.)
۱- آسان، سهل.
۲- پست، زبون.

    خوارج

    (خَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ خارجه. گروهی از سپاهیان امام علی (ع) که در جنگ صفین از بیعت با آن حضرت خارج شدند.

      خوارق

      (خَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ خارق.
      ۱- آنچه که خلاف عادات مردم باشد.
      ۲- کرامات اولیا.

        خوازه

        (خا زِ)(اِ.)
        ۱- طاق نصرت، چوب بستی برای چراغانی و آذین بندی.
        ۲- قبه‌ای از گل‌ها و ریاحین.
        ۳- خواهش، میل.

          خواستار

          (خا) (ص فا.)
          ۱- خواهنده، طلب – کننده.
          ۲- طالب زناشویی.

            پیمایش به بالا