خواستن

(خا تَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- خواهش کردن.
۲- آرزو داشتن، طلبیدن.
۳- اراده کردن.
۴- قصد داشتن.

    خواسته

    (خا تِ) [ په. ]
    ۱- (ص مف.) طلب شده.
    ۲- اراده شده.
    ۳- (اِ.) مال، ثروت.
    ۴- امر مورد دعوی.

      خواص

      (خَ) [ ع. ] (اِ.) جِ خاصه.
      ۱- مقربان، نزدیکان.
      ۲- برگزیدگان قوم.
      ۳- ویژگی‌ها.

        خواطر

        (خَ طِ) [ ع. ] (اِ.) جِ خاطر؛ اندیشه‌ها.

          خوافی

          (خَ) [ ع. ] (اِ.) جِ خافیه ؛ پنهان‌ها، نهان‌ها.

            خوال

            (خا) (اِ.) = خوار:
            ۱- خوردنی.
            ۲- دوده‌ای که برای ساختن مرکب سیاه از دود چراغ گیرند.

              خوان

              (~.) (اِ.)
              ۱- خار و خلاشه.
              ۲- گیاه خودرو، علف هرزه.

                خوان

                (~.)
                ۱- ریشه «خواندن».
                ۲- (ص فا.) در ترکیب به معنی «خواننده» آید: تعزیه – خوان، روضه خوان و مانند آن.

                  پیمایش به بالا