خوک

[ ع. ] (اِ.) پستانداری از راسته سم داران که در هر دست و پا دارای چهار انگشت است و همه چیز می‌خورد.

    خوک دانی

    (ص مر. اِمر.)
    ۱- محلی که خوکان در آن زندگی کنند.
    ۲- (کن.) جایی کثیف و نامناسب برای زندگی و سکونت.

      خول

      (خَ وَ) [ ع. ] (اِ.) خَدَم و حَشَم.

        خول

        (اِ.) پرنده‌ای است کوچک و خوش آواز و تیزپرواز.

          خون

          [ په. ] (اِ.) مایعی سرخ رنگ که در رگ‌های بدن جانوران جریان دارد و تغذیه بدن از آن تأمین می‌شود. خون مرکب از گلبول‌های سرخ و سفید است. ؛ ~ به پا کردن کنایه از: جنگ و جدال سخت و خونین برپا کردن. ؛ ~ خود را کثیف کردن کنایه از: عصبانی شدن.

            پیمایش به بالا