د. د. ت.

(دِ دِ تَ) [ فر. ] (اِ.) گرد سفید رنگ، تقریباً بی بو و سمی که به عنوان حشره کش و آفت کش به کار می‌رود.

    دأب

    (دَ) [ ع. ] (اِ.) عادت، خوی، شأن.

      داء

      [ ع. ] (اِ.)
      ۱- بیماری، مرض، رنجوری.
      ۲- درد، رنج. ج. ادواء.

        دائره البروج

        (ئِ رَ تُ لْ بُ) [ ع. ] (اِمر.) مدار حرکت ظاهری خورشید و آن عبارت از دوازده بُرجی است که خورشید – از دید یک ناظرِ زمینی – هر ماه در یکی از آن‌ها قرار می‌گیرد.

          دائره العلوم

          (~. عُ) [ ع. ] (اِمر.) دانشنامه، کتابی دربردارنده اطلاعاتی درباره موضوعات مختلف علمی، ادبی، هنری که بیشتر به ترتیب الفبایی تنظیم می‌شود.

            دابر

            (بِ) [ ع. ] (ص فا.)
            ۱- تابع، پیرو.
            ۲- دنباله، گذشته.
            ۳- آخرِ هر چیز.

              پیمایش به بالا