دابه

(بَّ) [ ع. دابه ] (اِ.)
۱- هر حیوانی که روی زمین راه رود.
۲- چارپا. ج. دواب.

    دابه الارض

    (بَّ تُ لْ اَ) [ ع. ] (اِمر.)
    ۱- موریانه.
    ۲- جانوری عظیم الجثه که در آخرالزمان پدید آید وآن نشانه نزدیکی قیامت است ؛ دابه الساعه.

      داخل

      (خِ) [ ع. ]
      ۱- (اِفا.) در آینده، درون آینده. ج. دواخل.
      ۲- (اِ.) درون، تو.

        داخله

        (خِ لِ یا لَ) [ ع. داخله ]
        ۱- (اِفا.) مؤنث داخل، مق خارجه.
        ۲- (اِ.) درون، اندرون.
        ۳- درون یک کشور یا ناحیه. ؛وزارت ~وزا ر ت کشور.

          داخلی

          (خِ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
          ۱- درونی، اندرونی.
          ۲- مربوط به داخل یک کشور یا یک ناحیه یا یک مؤسسه و غیره.

            داد

            (مص مر.)، (اِ.)
            ۱- عطا کردن.
            ۲- بخشش، عطا.
            ۳- بهره، نصیب.
            ۴- گوشه‌ای در دستگاه ماهور. ؛ ~ و ستد دادن و گرفتن.

              داد

              و ستد (دُ س ِ تَ) (مص مر.)
              ۱- فروش و خرید، معامله، تجارت.
              ۲- دادن و گرفتن.

                پیمایش به بالا