اسم خیمه (خِ مِ) [ ع. خمیه ] (اِ.) چادر، سراپرده. ؛ ~روی آب زدن کنایه از: کار بی ثبات یا زیان آور کردن.
اسم مرکب خیمه شب بازی (~. شَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) نمایش عروسکی. یکی از هنرهای نمایشی که در آن عروسکها را از پشت پرده یا خیمه کوچکی به وسیله سیم یا نخ به حرکت درآورند و یک تن از داخل خیمه به زبان آنها سخن گوید.