دانه دانه

(~. ~.)(اِمر.)یکایک، یکی یکی، هر یک پس از دیگری. دانه کردن (~. کَ دَ) (مص م.) پراکنده کردن.

    داه

    (اِ.)
    ۱- دایه.
    ۲- پرستار.
    ۳- زن باردار.

      داهول

      (اِ.) مترسکی که در مزارع برای شکار کردن یا رماندن حیوانات نصب می‌کنند.

        داو

        (اِ.) نوبت، نوبت بازی یا تیراندازی.

          پیمایش به بالا