دخمه

(دَ مِ) (اِ.) سردابه‌ای که جسد مردگان را در آن نهند.

    دخنه

    (دُ نَ یا نِ) [ ع. دخنه ] (اِ.)
    ۱- رنگ تیره.
    ۲- آن چه که برای دود دادن خانه به کار برند.

      دخیل

      (دَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- بیگانه‌ای که وارد قومی شود وبه آنان مُنتسب شود.۲ – کلمه‌ای که از یک زبان وارد زبان دیگری شود.
      ۳- پناهنده.

        دخیل بستن

        (~. بَ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) بستن بندی به ضریح یکی از بقاع متبرکه به منظور برآورده شدن حاجت.

          پیمایش به بالا