دد

(دَ) [ په. ] (اِ.)
۱- جانور درنده.
۲- جانورِ غیراهلی.

    ددر

    (دَ دَ) (اِ.) در تداول کودکانه: بیرون.

      ددر رفتن

      (~. رَ تَ) (مص ل.)
      ۱- بیرون رفتن.
      ۲- (عا.) خروج زنی بدکار به منظوری نامشروع.

        ددری

        (دَدَ) (ص نسب.)
        ۱- کودکی که میل دارد غالباً به کوچه و خیابان رود.
        ۲- کنایه از: زنی که گاه گاه از خانه به در رود و با مردان بیگانه درآمی‌زد.
        ۳- شخص هرزه و بدعمل.

          دده

          (دَ دَ) [ تُر. ] (اِ.) پرستار کودک که زن باشد. ج. ددگان، دادگان.

            دده

            (دَ دِ) [ په. ] (اِ.)
            ۱- جانور درنده.
            ۲- قلندر.

              در

              (دَ رّ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- شیر، فراوانی شیر.
              ۲- نیکی، نیکی بسیار.
              ۳- غنیمت.

                در

                (دُ رّ) [ ع. ] (اِ.) مروارید. ج. دُرَر.

                  پیمایش به بالا