در

هم شدن (~. شُ دَ)(مص ل.)
۱- مخلوط شدن.
۲- آشفته شدن، عصبانی گشتن.

    در

    (دَ) [ په. ] (اِ.) = درب:
    ۱- داخل، درون.
    ۲- دربار.
    ۳- فصل (کتاب).
    ۴- موضوع، مطلب.
    ۵- حرف اضافه.

      در

      جمله (دَ. جُ لِ) [ فا – ع. ] (ق.) خلاصه، بالاخره.

        در

        هم کردن (~. کَ دَ) (مص م.)
        ۱- مخلوط کردن.
        ۲- آشفته کردن.

          در

          (~.) [ په. ] (اِ.) آن چه که از چوب یا آهن و غیره سازند و در دیوار و اشکاف و صندوق و جز آن‌ها کار گذارند و باز و بسته شود. ؛این ~ و آن در این طرف و آن طرف، این جا و آن جا. ؛ ~ باغ سبز نشان دادن کنایه از: وعده‌های فریبنده و پوچ دادن. ؛ ~ به روی همان پاشنه بودن کنایه از: وضع عوض نشدن. ؛ ~ و تخته به هم جور بودن کنایه از: سازگار و هماهنگ بودن.

            در

            هم (دَ هَ) (ص مر.) آمیخته، مخلوط.
            ۲- آشفته، شوریده.

              پیمایش به بالا