درس

(دَ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) دانش آموزی، آموزش.
۲- (مص م.) آموختن، تعلیم دادن.
۳- (اِ.) هر بخش از کتاب که در یک نوبت آموخته شود ج. دروس.

    درسار

    (دَ) (اِمر.)
    ۱- درساره، دیواری که جلو درِ خانه یا قلعه درست کنند.
    ۲- پرده‌ای که جلوی در خانه بیاویزند.

      درست

      (دُ رُ) [ په. ] (ص.)
      ۱- کامل، بی عیب، سالم.
      ۲- امین، استوار.
      ۳- زرِ تمام عیار، سکّه سالم.

        درستکار

        (~.) (ص فا.)
        ۱- آن که کارهایش به راستی و درستی انجام گیرد، درست کردار.
        ۲- امین، معتمد.

          درشت

          (دُ رُ) [ په. ] (ص.)
          ۱- زبر، خشن.
          ۲- ناهموار.
          ۳- دشوار، سخت.
          ۴- نگران، آشفته.

            درشکه

            (دُ رُ کِ) [ مأخوذ از روسی. ] (اِ.) گردونه چهارچرخه که با اسب کشیده می‌شود و اتاقکی برای حمل مسافر دارد.

              پیمایش به بالا