درر

(دُ رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ دُرُ؛ درها، مرواریدها.

    دررفتن

    (دَ. رَ تَ) (مص ل.) (عا.)
    ۱- گریختن.
    ۲- گسیختن.
    ۳- از انجام کاری شانه خالی کردن.
    ۴- در انجام معامله‌ای به توافق رسیدن.
    ۵- جابه جا شدن مفاصل در اثر ضربه.

      درز

      (دَ رْ زْ) (اِ.)
      ۱- شکاف باریک.
      ۲- واحد مساحت تقریباً معادل ۲۱ متر.

        درز گرفتن

        (~. گِ رِ تَ)(مص م.)
        ۱- دوختن شکاف جامه.
        ۲- (عا.) کوتاه کردن سخن برای جلوگیری از فاش شدن رازی.

          درزه

          (دَ زِ یا زَ) (اِ.) = درز:
          ۱- چاک دوخته. (پارچه)، درز.
          ۲- دختر خردسال.

            درزه

            (~.) (اِ.) = درژه: توده علف، پشته خار و خاشاک.

              پیمایش به بالا