دری

وری (دَ. وَ) (اِمر.) (عا.) سخنان بیهوده، حرف‌های بی سر و ته.

    دری

    (دَ)
    ۱- (ص نسب.) درباری، منسوب به دربار.
    ۲- زبانی دنباله دری قدیم که در عهد ساسانیان به موازات «پهلوی» رایج بود و پس از اسلام زبان رسمی و متداول ایران گردید.

      دریا

      (دَ) [ په. ] (اِ.) آب زیادی که محوطه وسیعی را فرا گرفته باشد و به اقیانوس راه دارد، بحر.

        دریاچه

        (~. چِ) (اِمصغ.) دریای کوچکی که به اقیانوس راه ندارد.

          پیمایش به بالا