دز

(دُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- مقدار تجویز شده در یک یا چند وعده، از جمله مقدار خاصی از دارو یا مقدار معینی از اشعه، چنده، مقدار مصرف. (فره).

    دزد

    (دُ) [ په. ] (ص. اِ.) کسی که مال یا پول دیگری را مخفیانه ببرد.

      دزدکش

      (~. کِ یا کَ) (اِمر.) شکار دزدکش: چنان است که عده‌ای آهسته و مخفیانه خود را به شکار – که در حال خفتن است – می‌رسانند و آن را صید می‌کنند؛ ماهرخ.

        دزدگیر

        (دُ)(اِمر.) اسباب برقی یا الکترونیکی که برای پیشگیری از دزدی نصب می‌شود تا با کشیدن آژیر یا روشن شدن چراغ دیگران را متوجه سرقت بکند.

          دزدیده

          (دُ دِ)۱ – (ص مف.) مال یا پول دزدیده شده.
          ۲- (ق.) به طور پنهانی.

            دزک

            (دِ زَ) (اِمصغ.) دز کوچک، قلعه کوچک.

              پیمایش به بالا