دم بر زدن
(~. بَ. زَ دَ) (مص ل.)
۱- نفس تازه کردن، آسودن.
۲- حرف زدن.
(دُ. جُ نَ) (اِمر.) پرندهای است کوچک از راسته سبک بالان جزو گروه دندانی نوکان، خاکستری رنگ به اندازه گنجشک که غالباً در کنار آب مینشیند و دم خود را تکان میدهد. دمتک و دمسنجد و طرغلودیس و عصفورالشوک نیز گویند.
(دَ. زَ دَ) (مص ل.)
۱- نفس کشیدن، نفس تازه کردن.
۲- حرف زدن.
۳- ادعا کردن.
۴- کنایه از: تأخیر کردن.