دم جنبانک

(دُ. جُ نَ) (اِمر.) پرنده‌ای است کوچک از راسته سبک بالان جزو گروه دندانی نوکان، خاکستری رنگ به اندازه گنجشک که غالباً در کنار آب می‌نشیند و دم خود را تکان می‌دهد. دمتک و دمسنجد و طرغلودیس و عصفورالشوک نیز گویند.

    دم در

    کشیدن (~. دَ. کِ دَ) (مص ل.)
    ۱- سکوت کردن، خاموش شدن.
    ۲- مردن، نفس بند آمدن.

      دم زدن

      (دَ. زَ دَ) (مص ل.)
      ۱- نفس کشیدن، نفس تازه کردن.
      ۲- حرف زدن.
      ۳- ادعا کردن.
      ۴- کنایه از: تأخیر کردن.

        پیمایش به بالا