دن کیشوت
(دُ شُ) [ اسپا. ] (اِ.) کنایه از: کسی که دستخوش آرمانهای غیرعملی و توهم -های پهلوانی است.
(دُ شُ) [ اسپا. ] (اِ.) کنایه از: کسی که دستخوش آرمانهای غیرعملی و توهم -های پهلوانی است.
(~. چِ) (اِمصغ.) آخرین استخوان مهرهای که در انسان از التیام چهار یا پنج مهره به وجود آمده. وجود این استخوان در انسان به جای دم در حیوانات میباشد.
(دُ لِ) (اِمر.)
۱- دم.
۲- دم مانند، هر چیز شبیه به دم.
۳- پی، پس، پیرو، عقب.
۴- بقیه چیزی، پس مانده.