دنس

(دَ نِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- چرکین، پلید، ریمناک.
۲- زشت خوی، بد خلق ؛ ج. ادناس.

    دنگ

    (دَ یا دِ) (اِ.) دستگاه قالی کوبی.

      دنگاله

      (دَ لِ) (اِمر.) قندیل، آبی که به علت سرمای زمستان، در هنگام چکیدن یخ زده باشد.

        دنگل

        (دَ گَ یا گِ) (ص.)
        ۱- احمق، نادان.
        ۲- دیوث.
        ۳- بی اندام.

          دنگل

          (~.) [ تر. ] (اِ.) = دنکل: اجتماع، گرد هم نشستن در مجلس.

            پیمایش به بالا