دوبرجی

(دُ بُ) (ص مر.)
۱- کبوتری که در کبوترخان مقیم نماند.
۲- کنایه از: زن بلهوس، روسپی.

    دوبل

    (دَ یا دُ بَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- خوک نر.
    ۲- خر کوچک اندام.

      دوبلاژ

      [ فر. ] (اِ.) برگرداندن مکالمه فیلم از زبانی به زبانی دیگر.

        دوبلکس

        (لِ) [ ازفر. ] (ص.)
        ۱- دارای اتاق‌هایی در دو طبقه با یک پلکان داخلی.
        ۲- دارای دو واحد جداگانه در یک دستگاه که هر یک می‌تواند جداگانه به کار افتد.

          دوبله

          (بْ لِ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- فیلم ترجمه شده، دوبلاژ.
          ۲- توقف اتومبیلی به موازات اتومبیل دیگر.
          ۳- به شکل دو برابر.

            دوبلور

            (لُ) [ فر. ] (ص. اِ.) آن که در برگردان فیلم به زبان دیگر به جای هنرپیشه اصلی حرف می‌زند.

              پیمایش به بالا