دوبنده

(دُ بَ دِ) (اِ.) لباس مخصوص کشتی به شکل شلوارکی متصل به بالاتنه‌ای رکابی.

    دوبیتی

    (دُ بِ) [ فا – ع. ] (ص نسب.)
    ۱- شعری دارای دو بیت یا چهار مصراع که مصراع‌های اول و دوم و چهارم دارای یک قافیه هستند.
    ۲- یکی از گوشه‌های چهارگاه.

      دوبین

      (دُ) (ص فا.) لوچ، کسی که اشیاء را دوتا می‌بیند.

        دوپیکر

        (~. پِ کَ) (اِ.) جوزا، سومین برج از برج‌های دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود در خردادماه در این برج دیده می‌شود.

          دوپینگ

          (دُ) [ انگ. ] (اِ.) استفاده ورزشکار از داروی نیروزا و تقویتی پیش از شرکت در مسابقه، زورافزای (فره).

            دوتخمه

            (~. تُ مِ) (ص مر.)
            ۱- هر گیاه و جانور که از دو جنس مختلف بوجود آمده باشد.
            ۲- مولودی که پدر او سیاه و مادرش سفید باشد یا بعکس ؛ دو تیره.
            ۳- حرامزاده، خشوک.

              دوجین

              (دُ) [ فا – فر. ] (ق مر.) دوازده عدد از یک شی ء، بسته دوازده تایی.

                دوچرخه

                (دُ چَ خِ) (اِمر.) نوعی وسیله نقلیه دارای دو چرخ یکی در عقب و یکی در جلو، و دو رکاب و یک زنجیر که با فشار رکاب به وسیله پا زنجیر به گردش در می‌آید و در نتیجه این وسیله به حرکت درمی آید.

                  دوحه

                  (دَ حِ) [ ع. دوحه ] (اِ.) درخت بزرگ و پرشاخه.

                    پیمایش به بالا