دوخاتون

(دُ) [ فا – تر. ] کنایه از:
۱- دو سیاهی چشم، م ردمک‌های چشم.
۲- آفتاب و ماه.

    دوختن

    (تَ) [ په. ]
    ۱- دو تکه پارچه را به وسیله سوزن و نخ به هم پیوستن.
    ۳- با تیر یا نیزه درع و زره را به بدن دشمن پیوستن.

      دود

      [ په. ] (اِ.) جسمی تیره و بخاری شکل و شبیه ابر که به سبب سوخت اشیاء پدید آید و به هوا رود. ؛ ~از بینی برآمدن کنایه از: غمگین شدن، خشمگین شدن. ؛~ از کنده بلند شدن کنایه از: از ریشه مایه گرفتن، از اصل بزرگتر سرچشمه گرفتن

        دودکش

        (کِ) (ص فا. اِ.)
        ۱- آن چه که دود را کشد.
        ۲- لوله و منفذی که دود از آن بالا رود مانند لوله مطبخ، حمام، بخاری و غیره.

          دوده

          (دِ) [ په. ] (اِمر.)
          ۱- دودمان.
          ۲- ماده‌ای سیاه و نرم که از دود مواد نفتی، حاصل شود.

            پیمایش به بالا