دیم

(دِ) [ ع. دیمه ] (ص.) زراعتی که آن را آبیاری نکنند بلکه با آب باران سیراب شود.

    دیمه

    (~.) [ ع. دیمه ] (اِ.) بارانی است که همیشه می‌آید در آرامش، بی رعد و برق یا درنگ می‌کند پنج شش روز؛ ج. دیَم، دَیم.

      دیمومت

      (دِ یا دَ مَ) [ ع. دیمومه ]
      ۱- (مص ل.) همیشه بودن، خلود.
      ۲- (اِمص.) همیشگی، دوام.

        دیمی

        (دِ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
        ۱- غله‌ای که فقط با آب باران نمو کرده باشد.
        ۲- (عا.) بی مطالعه، الکی، خود بار آمده.

          دین

          (دَ یا دِ) [ ع. ] (اِ.) قرض، وام. ج. دیون.

            دین

            [ په. ] (اِ.)
            ۱- آیین، کیش.
            ۲- راه، روش.
            ۳- نام روز بیست وچهارم از هر ماه شمسی و نیز نام یکی از ایزدان زردشتی که نگهبان همین روز می‌باشد.

              دین پژوه

              (پَ)
              ۱- (ص فا.) پژوهنده دین، جوینده دین.
              ۲- (اِمر.) روز پانزدهم از هر ماه ملکی.

                پیمایش به بالا