دیگ نهادن

(نَ دَ) (مص ل.)
۱- نهادن دیگ بر روی آتش، دیگ بار کردن.
۲- (کن.) کر و فر و خودنمایی کردن، لاف زدن.

    دیگپایه

    (یَ یا یِ) (اِمر.)
    ۱- سه پایه آهنین که دیگ را روی آن می‌گذارند.
    ۲- نامِ ستاره‌ای است در صورت فلکی چنگ رومی، نسرواقع.

      دیگچه

      (چِ یا چَ) (اِمصغ.) دیگ کوچک. نوعی غذا که از شیر و برنج و گلاب و شکر به عنوان غذای نذری پزند و بین مستمندان تقسیم کنند.

        دیگدان

        (اِمر.)۱ – جای گذاشتن دیگ، دیگپایه.
        ۲- سه پایه.
        ۳- اجاق، آتشدان.

          دیگر

          (گَ)
          ۱- (ق.) علاوه بر این، باز.
          ۲- (ص.) شخص یا چیزی علاوه بر شخص و چیزی که پیشتر بیان کرده‌اند، غیر.

            دیگرگون

            (گَ) (ص مر.) = دگرگون. دیگرگونه:
            ۱- رنگی دیگر.
            ۲- جور دیگر، طور دیگر، نوع دیگر.
            ۳- سرنگون، واژگون.
            ۴- مضطرب، شوریده.

              دیلم

              (دِ لَ) (اِ.)
              ۱- دربان، زندانبان.
              ۲- غلام.
              ۳- نام ناحیه و قومی در گیلان.

                دیلم

                (~.) (اِ.) میله‌ای آهنی برای سوراخ کردن دیوار یا حرکت دادن اجسام سنگین.

                  پیمایش به بالا