دیون

(دُ) [ ع. ] (اِ.) جِ دین ؛ وام‌ها، قرض‌ها.

    دیوه

    (وَ یا وِ) (اِ.)
    ۱- دیوک، زالو.
    ۲- کرم ابریشم.

      ذ

      (حر.) یازدهمین حرف از الفبای فارسی، برابر با عدد ۷۰۰ در حساب ابجد.

        ذؤابه

        (ذُ بِ یا بَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- پیشانی.
        ۲- محل روییدن موی بر پیشانی.
        ۳- شریف و اعلای هر چیز.
        ۴- ارجمندی.

          ذئب

          (ذِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- گرگ.
          ۲- از صورت‌های فلکیِ جنوبی. ج. ذئاب، ذؤبان.

            ذا

            [ ع. ] (اِ.) صاحب، خداوند، مالک.

              ذابل

              (بِ) [ ع. ] (اِفا. ص.)
              ۱- پژمرده، پلاسیده.
              ۲- لاغر، نزار.
              ۳- خشک شده از عطش.

                پیمایش به بالا