ذابه
(بِ) [ ع. ] (اِفا.) سربرنده، ذبح کننده.
[ ع. ]
۱- (پش.) پیشوندی است به معنای صاحب، دارنده. مؤنثِ «ذو».
۲- (اِ.) حقیقت هر چیز.۳ – فطرت، جبلت. ~۴ – جسم.
۵- جوهر، گوهر.
(تُ لْ بُ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- دارنده برجها، صاحب برجها.
۲- در نجوم قدیم فلک هشتم محسوب میشده.
(تُ رّ یِ) [ ع. ذات الرئه ] (اِمر.) عفونت و التهاب در نسج ریه خصوصاً به وسیله میکربی به نام پنوموکوک.
(تُ لْ کُ) [ ع. ] (اِ.) خداوند کرسی، دارنده کرسی، نامِ یکی از صورتهای فلکیِ دور قطبی و آن تصویر زنی است که روی صندلی نشستهاست، و دارای ۵۵ ستاره میباشد.