ذهاب

(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ ذهبه ؛ باران‌های ریز و بسیار.

    ذهاب

    (ذِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ذهب.
    ۱- زرده‌های تخم مرغ.
    ۲- پیمانه‌های اهل یمن.

      ذهب

      (ذَ هَ) [ ع. ] (اِ.) زر، طلا، عسجد.

        ذهن

        (ذِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- فهم، دریافت.
        ۲- حافظه، یاد.
        ۳- هوش، خرد. ج. اذهان.
        ۴- باطن، درون.

          ذهنیت

          (ذِ یَّ) [ ع. ذهنیه ]
          ۱- (اِ.) نوع تفکر، بینش.
          ۲- (اِمص.) ذهنی بودن. مق عینیت.

            ذهینه

            (ذِ یِّ) [ ع. ذهنیه ] (ص نسب.) مؤنث ذهنی. (در علم منطق قضیه‌ای است که مصادیق و محکوم علیه و موضوع آن در ذهن باشد مانند قضیه «دونقیض با هم جمع نگردند.» موضوع – که نقیضان است – در ذهن است).

              ذو

              (اِ.) [ ع. ] صاحب، دارنده. در عربی در حالت رفع «ذو» و در حالت جر «ذی» و در حالت نصب «ذا» می‌گویند.

                پیمایش به بالا