ذمه

(ذِ مِّ) [ ع. ذمه ] (اِ.)
۱- کفالت، ضمانت.
۲- عهد، پیمان. ؛ اهل ~ اهل کتاب از زرتشتیان، یهودیان و ترسایان که در سرزمین مسلمان زندگی کنند (با شروط ذمه).

    ذمی

    (ذِ مّ) [ ع. ] (ص نسب.) غیرمسلمانی که به علت پرداخت جزیه، جان و مالش در پناه اسلام است.

      ذن

      (ذِ) (اِ.) از مذهب‌های بودایی که دستیابی به نور حقیقی را تنها از راه تفکر و مکاشفه شهودی مستقیم ممکن می‌داند.

        ذنابه

        (ذُ بَ یا بِ) [ ع. ذنابه ] (اِ.)
        ۱- پایان هر چیزی.
        ۲- دنبال چیزی.
        ۳- خلاصه.

          ذنب

          (ذَ ن َ) [ ع. ] (اِ.) د م، د نبال. ج. اذناب.

            ذنوب

            (ذُ) [ ع. ] (اِ.) جِ ذنب ؛ گناها، جرم‌ها، خطاها.

              پیمایش به بالا