رق

(~.) [ ع. ] (اِ.) هر چیز نازک، پوست نازک که بر آن چیزی نویسند.

    رقاب

    (رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رقبه.
    ۱- گردن‌ها.
    ۲- پس گردن‌ها.

      رقاد

      (رُ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) غنودن.
      ۲- (اِ.) خواب.

        رقاصه

        (رَ ص) [ ع. رقاصه ] (اِ.) مؤنث رقاص. زنی که کارش رقصیدن باشد.

          رقاع

          (رِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- جِ رقعه ؛ نامه‌ها، نوشته‌ها.
          ۲- پینه‌هایی که بر جامه زنند.
          ۳- نام نوعی خط که ابن مقله اختراع کرد.

            Scroll to Top