زاستر

(تَ) (ق مر.)
۱- از آن سوتر.
۲- دورتر.
۳- بالاتر.

    زاغ

    ۱ – (اِ.)کلاغ سیاه، غراب.
    ۲- (ص.) کبود.
    ۳- (کن.) فتنه. ؛ ~سیاه کسی را چوب زدن کنایه از: بدون اطلاع او و برای کنجکاوی در کارش، او را تعقیب کردن.

      Scroll to Top