زرخیز

(زَ) (ص مر.)
۱- معدنی که دارای طلا باشد.
۲- زمینی که از آن سود بسیار به دست آید: خطه زرخیز.

    زرد

    (رَ رْ) (ص.) هر چیز که به رنگ زر باشد.

      زرد ملیجه

      (زَ دِ مَ جِ) (اِ.) نوعی قطعه موسیقی ضربی متداول در گیلان.

        زرداب

        ریز (~.)
        ۱- (ص فا.) بدخویی کننده، خشم گیرنده.
        ۲- (اِمص.) خونریزی.

          زرداب

          (زَ) (اِمر.) صفراء، مایع زردرنگی که از کبد ترشح می‌شود.

            زردالو

            (~.) (اِمر.) درختی است از تیره گل سرخیان جزو دسته بادامی‌ها که دارای میوه شفت می‌باشد.

              زردپاره

              (~. ~رَ یا رِ) (اِمر.) پارچه‌ای زردرنگ که یهودیان در قدیم برای بازشناختن از مسلمانان به جامه خود می‌دوختند.

                زردپی

                (~. پِ)(اِمر.)رباط، رشته‌های زرد – رنگ که استخوان‌ها را به هم پیوند می‌دهد.

                  زردچوبه

                  (~. بِ) (اِمر.) گیاهی علفی و پایا از تیره زنجبیلی‌ها جزو راسته تک لپه‌ای‌ها. قسمت مورد استفاده این گیاه ریزوم آن است که پس از خارج کردن از زمین ریشه‌های آن را جدا ساخته و با آب می‌شویند. سپس در آب جوش قرار داده و در گرمای خورشید خشک می‌کنند؛ زرچوبه، زردچوب، زرده چوب و اصل الزعفران نیز می‌گویند.

                    Scroll to Top