اخامص

(اَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ اخمص. گودی‌های کف دست و پا و میان بدن.

    اخبار

    ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ خبر؛ آگاهی‌ها، خبرها.

      اخباری

      ( اَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
      ۱- کسی که حکایت‌ها و داستان‌ها را روایت کند.
      ۲- کسی که فقط به ظاهر احادیث اکتفاء کند نه به دلیل‌های عقلی.

        اخبیه

        (اَ یِ) [ ع. ] (اِ.) ج. خباء.
        ۱- خرگاه، خیمه.
        ۲- یکی از ستارگان سعدالا خب یه، منزل بیست و پنجم از منازل قمر.

          اخت

          (اُ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- خواهر، همشیره.
          ۲- مانند، مثل، قرین. ج. اَخوات.

            اختاجی

            (اَ) [ تر. ] (اِمر.) = اختاچی. اخته چی: میرآخور، طویله دار، مهتر، ستوربان.

              پیمایش به بالا