اخامص
(اَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ اخمص. گودیهای کف دست و پا و میان بدن.
( اَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
۱- کسی که حکایتها و داستانها را روایت کند.
۲- کسی که فقط به ظاهر احادیث اکتفاء کند نه به دلیلهای عقلی.
(اَ یِ) [ ع. ] (اِ.) ج. خباء.
۱- خرگاه، خیمه.
۲- یکی از ستارگان سعدالا خب یه، منزل بیست و پنجم از منازل قمر.